محمود بن عثمان
62
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )
خود بركشيد و فرمود : كه اين خرقه با شما همراه كردند . و آن خرقه مرا بپوشانيد . روز ديگر ، جماعت اصحاب كه به خدمت پدرم رفتند فرمود كه برويد و شكرانه از شيخ امين الدين بستانيد كه دوش خرقهاى چنانكه درويشان به درويشان پوشانند او را پوشانيدهاند . آنگاه ، فرمود كه آن خرقهء اصلى است و آن كسى نيست ؛ بلكه عطايى است تا كرا دهند . اما آنكه عزيزى بيايد و از ما خرقهاى طلبد و ما آن خرقه به وى دهيم ، آن را « خرقهء تبرّك » گويند . و از آن ، اصحاب اين خرقه پوشيدهاند ، اين را ، « خرقه مشابهت » خوانند ، به حكم اين حديث كه رسول ، صلى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : من تشبّه بقوم فهو منهم . ديگر فرمود كه خرقهاى هست كه آن را « خرقهء كراهيت » گويند . و آن خرقه آن بود كه كسى بيايد و از ما خرقه طلبد و ما دانيم كه آن شايسته آن خرقه نيست و مقصود وى آن است كه آن را بستاند و بفروشد يا بپوشد ، و از شرائط و آداب آن هيچ در وى نبود ؛ و در اين طلب مبالغه چندان بكند كه ما از روى كراهيت آن خرقه به وى دهيم . ليكن آن خرقه در دست وى نماند . فصل هشتم در شجرهء خرقه شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، تا حضرت رسول ، صلى اللّه عليه و سلّم ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه پدرم ، قدوة العارفين ، شيخ زين الدين على ، رحمة اللّه عليه ، كه مرا خرقهء تربيت و طريقت بپوشانيد . اما خرقهء تصوف و صوفيه ، سلطان العاشقين ، شيخ اوحد الدين عبد اللّه ، مرا بپوشانيد . و پدرم ، شيخ على ، فرمود كه شيخ عبد اللّه مرا خرقه بپوشانيد . و شيخ عبد اللّه ، قدّس سرّه ، فرمود كه پدرم ، خواجه امام الدين مسعود ، خرقهء تربيت مرا بپوشانيد . اما خرقهء تصوف ، شيخ اصيل الدين شيرازى مرا بپوشانيد . و شيخ اصيل الدين ، رحمة اللّه عليه ، فرمود كه شيخ ركن الدين سنجاسى مرا خرقه بپوشانيد . و شيخ ركن الدين فرمود كه شيخ قطب الدين ابهرى و شيخ جمال الدين ابو المظفر عبد الصمد زنجانى ، رحمة اللّه عليهما ، مرا خرقه بپوشانيدند . و شيخ قطب الدين و شيخ جمال الدين ، رحمة اللّه عليهما ، گفتند شيخ ضياء الدين ابو نجيب عبد القاهر بن عبد اللّه سهروردى ما را خرقه بپوشانيد . و شيخ ابو نجيب ، رحمة اللّه عليه ، گفت : پدرم ، عبد اللّه ، و عمّ مرا